تبليغاتX
کتابخانه ممسنی
کتابخانه ممسنی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1387 توسط SHAHRAM |
 خرافه گرایی و عوامزدگی


 
خرافه را اگر به امور غیر عقلایی و بلکه نامعقول از سوی آحاد جامعه تعریف   کنیم، از دو ناحیه قابل توجه است: اول: خرافه سازان: واضح است که ممکن است افرادی به دلایل مادی و فرصت طلبانه شهرت خواهانه، از باورهای مقدس و اعتقادی مردم  سوء استفاده نموده  و در راستای معتقدات آنان حوادثی نامعقول و نامربوط را دامن زده و از آن بهره برداری کنند: البته ممکن است خرافه ای نیز تا این حد آگاهانه به ثمر نرسیده و افرادی چون در یک گفتمان خرافه تنفس می کنند، با دیدن مساله ای و شنیدن صدایی و رخداد عجیبی چون از بین موضوع عاجزند تفسیری خرافی بر روی آن بگذارند و باورهای خاصی را به دیگران نیز سرایت دهند؛ دوم: خرافه پذیران: آنانکه مخاطب خرافه هستند، عمدتاً باید در فضای جهل تنفس کنند و از اینروست که انسانهای عاقل و نقاد و فکور نه تنها به سادگی خرافه ای را نمی پذیرند، بلکه در مقابل جو خرافی موضع می گیرند. گر چه مصادیق کثیر این خرافه پرستان بیدانشها و عوامند، اما یک انسان عالم نیز می تواند خرافه پرست و خرافه پذیر باشد، زیرا نقیض جهل، عقل است و نه علم و از اینرو صرف گذاراندن واحدی و یا طی نمودن مراحلی از دروس حوزوی نمی تواند قالبهای روحی خرافه پذیر را بشکند، مگر آنکه به عقلانیت لازم رسیده و فضای جهل را بشکنند. به همین دلیل خرافه پذیری با عوامزدگی ارتباط وثیقی دارد و بهترین محیط پذیرش خرافه در میان عوام و جاهلان است.2)             از آنجا که برای روشن شدن فضای خرافی حداقل دو پیش شرط لازم و ضروری است: اول: بسترهای مساعد و مناسب و آماده ای که یک موضوع خرافی در آن مورد استقبال واقع شود. لذا هر موضوع خرافی در میحط و اجتماعی ظاهر نشده و مورد استقبال قرار نمی گیرد. و ثانیاً: خرافه ای که از سوی افرادی آگاهانه و یا حتی ناآگاهانه زده می شود و مورد استقبال قرار می گیرد. لذا شدت و حدت و محیط تحت پوشش یک موضوع خرافی نیز به همین دو عامل بستگی دارد یکی آنکه آن موضوع تا چه حد زمینه های لازم ، مساعد و پذیرا را دارد و دیگری آنکه جرقه ایجاد شده تا چه حد نیرومند است و از اینرو هر چه خرافه ای نیرومند تر از سوی افراد قویتر و برنامه ریزی تری زده شود در میحط مساعدتر احتمال اشتعال خرافه بیشتر است 3)             ساختار و گفتمان خرافه و فضای خرافی با موضوعاتی چون اهمیت به خواب و رویا دیدن، تفسیر قدسی از امور، وجود روحیه پذیرش امور بدون اقامه دلیل، و به تبع تحجر، تبعیت و عوامزدگی و ... گره خورده است و در همینجاست که خرافه مرزهای مشترکی با باورهای حساس اعتقادی و دینی می یابد و از همین روست که برخی خاستگاه دین را نیز به عنوان یک امر خرافی در ترس، جهل، عقده های روانی و ... تحلیل می کنند و از همینجا نکته مهمی قابل توجه است که نخبگان دینی باید از یکسو بین خاستگاه و اصول دینی با خرافه مرز بندی نموده و از سوی دیگر برای دفاع از حریم دین خرافه زدایی کنند و خصوصاً متوجه باشند که از مسایل دینی تعابیر خرافی نشود، تا محصول نهایی آن این باشد که همه دین زیر سؤال برود.4)             از آنجا که باورهای خرافی با امور حساس، قدسی و اعتقادی گره می خورد، مواجهه با آن نیز کار سهلی نیست و کسانی که تصمیم به مبارزه با خرافه پرستی می گیرند اگر در مقابل این امواج که غالباً سهمگین است، تمام قد بایستند، چه بسا که به علت قدرت جریانات اجتماعی خاص خرافه، نابود می شوند و با خطر مالی و جانی و حیثیتی دچار می گردند و از آن سو اگر ملایمت زیاد در مبارزه با خرافه بیشتر سازند، آن جریانات به قدری شیوع داشته و فعال است که حتی ممکن است یک مصلح را نیز در خود استحاله کند. از اینرو افراط و تفریط در مبارزه با خرافه پرستی هر دو کاری. بی حاصل است و نتیجه نمی دهد 5)             برای مبارزه با خرافه در یک جامعه خرافه پرست، افراد حداقل باید واجد دو ویژگی باشند: اول: بصیرت مبارزه. برای اینکه به بصیرت لازم برسند، حداقل شرط آن است که مطالعات نظری خوب در موضوع صورت پذیرد و البته دانش تنها نیز کافی نبوده و برای حصول بصیرت بینش و تجربه لازم و ضروری است تا پختگی لازم برای فهم درست و چگونه عمل کردن بوجود آید. دوم: جسارت و شجاعت: جدای از تواناییها ذهنی دقیق، از جهت روحی برای برخورد با موضوع باید جسور و خستگی ناپذیر بود. فرد آماده باشد که در مسیرش موانعی ظاهر شده و با سدهای راه برخورد کند. مورد تحقیر، سرزنش، بی مهری و خشونت قرار گیرد.6)             از آنجا که فضای خرافه گرایی در محیطهای دینداری امکان ظهور و بروز بیشتر دارد و ( البته موضوع خرافه خاص جوامع دیندار نیست و لذا مصلحان و روشنفکران جوامع در قبال آنها موضع می گیرند) و از مفاهیم، گزاره ها، مصادیق و مقبولات دینی در این مسیر سوء استفاده می شود، از اینرو دینداران اگر بخواهند با خرافه مبارزه کنند علی القاعده باید یا در محیط حوزوی با علوم دینی سرو کار داشته باشند که چون دانش تنها کافی نیست، باید مصلح دین باشند و برای اصلاح پا به میدان بگذارند و یا در میحط دانشگاهی، دغدغه های دینی دارند که در اینصورت از این افراد می توان به عنوان روشنفکر دینی یادی کرد. پس بازیگران اصلی درعرصه خرافه زدایی مصلحان دین و یا روشنفکران دینی اند. هر دو این نخبگان به نوعی عوام گریزی و بلکه عوام ستیزند. وعلی القاعده با جریانانت اجتماعی و فرهنگی محیطشان در چالشند و عمدتاً نیز مورد استقبال عوام قرار نمی گیرند و از اینرو توفیق فعالیتهایشان منوط به رعایت حساسیتها و شرایطی است.7)             نکاتی را که نخبگان خرافه ستیز در فرآیند مبارزات خود خوب است رعایت کنند از این قرارند: اول: لازم به استدلال نیست که جلوگیری ای یک جریان غلط اجتماعی، نیاز به قدرت دارد و یک فرد توان مبارزه با امواج قوی اجتماعی را ندارند. لذا لازم است که در قالب جمعی و تشکیلاتی برای این غایت اقدام کنند. در این راه با تشکلهای بالفعل و موجود را شناسایی نموده و آنها را در مسیر اهدافش بسیج می کند و یا حتی اگر لازم باشد افرادی را در قالب یک تشکیلات است سازماندهی نموده و دست به تاسیس تشکیل تازه می زند.دوم: رعایت اصل تدریج در طرح مطلب و ا قدام عملی. اگر یک مصلح و یا روشنفکر بخواهد همه سخنانش را یکجا و شفاف بزند، ممکن است مورد بی حرمتی قرار گرفته و در تحقق آرمانهایش به شکست مواجه شود.لذا لازم است که هم ابتدا محیطش را بدرستی بشناسد، وابستگی افراد به خرافه را ارزیابی نماید و آنها را در گروههای مختلف دسته بندی نماید؛ و بر مبنای روانشناسی اجتماعی و مردم شناسی دقیق، اولین گام ایجاد موج غلبه یک خرافه را طراحی نموده و پس از اجرای آن مرحله محصول کار را ارزیابی نماید و برای گامهای بعدی نقایص تلاش را رفع و محاسن آن را تقویت نماید.با این توجیه اقدام علیه خرافه هم نیاز به مطالعات تخصصی دقیق و جمعی دارد و هم نیاز به جدول برنامه ریزی شده ای برای اجرا و عمل .سوم: برای اینکه اقدامات دراز مدت ، مسیر تکاملی، دقیق و منتجی را بپیمایند لازم است که ضمن تعریف اهداف، دکترین گروه تبیین. استراتژی راه تعریف و تاکتیکهای تحقق غایت تحدید و معین گردند. در این تلاش هم فرآیند نظری موضوع تحلیل می شود و هم تمام مراحل اقدامات در قالب یک برنامه تعریف می گردد.چهارم: از جهت روش نیز یکی از نکات قابل توجه در خرافه ستیزی، بهره گیری از ابزارهای نوین ارتباطی ( اینترنت، سایت، وبلاگ، طراحی سی دی و نرم افزارهای مناسب و ...) و خصوصاً استفاده از لسان هنری است. لسان هنری ( اعم از شعر، داستان، رمان، فیلم نغمه ها، طنز و ...) از آن رو که مستقیم و شفاف طرح مطلب نکرده و در عین حال از حذابیت خوبی، برای مخاطبین عوام برخوردارند، می توانند بسیار موثرتر از لسانها و طرق مستقیم و شفاف برای تحقیق غایت موثر افتند و موج ایجاد کنند نهایتاً از جمله نکاتی که در طراحی برنامه خرافه ستیزی مهم است آن است که مبارزین باید برای اینکه توجه عوام را از خرافه منصرف کنند، آلترناتیوها و جاشنیهای مناسب معقول سازنده و یا حداقل بی خطری را به صورت جذاب پیشنهاد کنند، تا اگر فرد و یا جمعی قانع شدند که از فلان اعتقاد و یا عملی دست بکشند، جایگزین مناسب و آماده ای برای آن یافته و احساس خلاء و پوچی نکنند.
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم آبان 1387 توسط SHAHRAM |
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گــُل بدمد باز و تو در گــِل باشی

کاروان رفت و تو در خواب وبیابان در پیش

حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

(حضرت حافظ)

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم آبان 1387 توسط SHAHRAM |

با درود بر دوستان گرامی

اگر قرار بود از سوی خالق جهان پیامی برای ما انسانها فرستاده میشد،یکی از ویژگی های آن میبایست این باشد که، از نظر شرایط زمانی و مکانی ،مرتبط به تمام زمان ها و مکانهای زندگی بشر باشد. این ویژگی در بسیاری از آیات مدنی قرآن یافت نمی شود.برای نمونه چند آیه از سوره ی احزاب را میخوانیم.این همان کتابیست که شما مسلمانان به عربی میخوانید و ما به پارسی.

 اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! (28)و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است.» (29)

اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و اين براى خدا آسان است. (30)و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده‏ايم. (31)اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! (32)و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. (33)آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد؛ خداوند لطيف و خبير است! (34)

 اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هرگاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند؛ اما چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان؛ ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه حكمى مقرر داشته‏ايم (و مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند)؛ اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است! (50)(موعد) هر يك از همسرانت را بخواهى مى‏توانى به تاخير اندازى، و هر كدام را بخواهى نزد خود جاى دهى؛ و هرگاه بعضى از آنان را كه بركنار ساخته‏اى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نيست؛ اين حكم الهى براى روشنى چشم آنان، و اينكه غمگين نباشند و به آنچه به آنان مى‏دهى همگى راضى شوند نزديكتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست مى‏داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در كيفر آنها عجله نمى‏كند)! (51)بعد از اين ديگر زنى بر تو حلال نيست، و نمى‏توانى همسرانت را به همسران ديگرى مبدل كنى ( بعضى را طلاق دهى و همسر ديگرى به جاى او برگزينى) هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه كه بصورت كنيز در ملك تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است (و با اين حكم فشار قبايل عرب را در اختيار همسر از آنان، از تو برداشتيم). (52)اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه (قبل از موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد؛ اما هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد؛ و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد؛ اين عمل، پيامبر را ناراحت مى‏نمايد، ولى از شما شرم مى‏كند (و چيزى نمى‏گويد)؛ اما خداوند از (بيان) حق شرم ندارد! و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان ( همسران پيامبر) مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است! (53)

جای بسی شگفتی است،کلام خالق جهانیان که میبایست، برای بشر تمام ادوار باشد،اینگونه بر روی مسائل خانوادگی فرستاده اش، متمرکز می شود.این آیات بیشتر به سروده های محمد بن عبدالله شباهت دارد تا کلام خالق جهان .در شان نزول بسیاری از آیات مدنی،با اتفاق افتادن حادثه ایی،آیه ایی نیز در آن رابطه نازل میشود.با این وجود تفکر،قضاوت و نتیجه گیری به عهده ی دوستان مسلمان.

ترجمه ی آیات (http://www.aviny.com/Quran/Farsi/chapters/QP033.aspx)

تفسیر آیات(http://www.aviny.com/Quran/Nemoneh/Vol3/nemn3_32.aspx#link320)

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1387 توسط SHAHRAM |

آرش کمان گیر

 
 

کجایی آرش ای گرد کمانگیرم

 

که از آهنگ زمانه سخت دلگیرم

 

تورا هر جا درون خانه می جویم

 

بیاکه از روزگاران غریب سرزمینت قصه میگویم

 

وطن روزی غزل نوش بهاران بود

 

شکوهش جلوگاه چشم یاران بود

 

به هر سو شرق و غرب آوازه ای خوش داشت

 

پیامش مهربانی بودوهر سوبذر عشق میکاشت

 

به هر کوهش جوان پهلوانی بود

 

که از عشق تو او را هم نشانی بود

 

دلش با شوق فردای وطن میزد

 

به هر دردی که دامنگیر مردم بود اوساز غم میزد

 

بیا آرش بیا گرد کمانگیرم‘بیا که از روزگارسرزمینم سخت دلگیرم

 

به طوفانی نفاق انگیزو غوغای فریب آمیز افقهای وطن خورشید را گم کرد

 

صدای مهربانی پشت به مردم کرد

 

چو اشک از چشم دنیا بیصدا بر خاک افتادیم

 

شکوه روزگاران کهن بود‘ همای شوکت و قدرت ز بام خانه پر دادیم

 

همه اندوخته ی اجدادیمان را هدر دادیم

 

چه مغرورانه آن همه میراث عزت خیز را مستانه بخشیدیم

 

و خود از قله ی حرمت ز صحرای غم آلود ندامت پریشان حال غلتیدیم

 

کجایی آرش ای گرد کمانگیرم که از سودای این بازاریان من سخت دلگیرم

 

چه میگویم چه غافل من ره بیهوده می پویم

 

خودم را در دل بیگانه می جویم

 

منم آرش من آن گرد کمانگیرم

 

که با صد خدعه و نیرنگ چنین در دام و زنجیرم

 

به هر کوه و به هر برزن هزاران آرشند چون من

 

همه دلداده ی میهن

 

به دوش هر کدام تیر و کمانی هست

 

ز آرش هر که را نام و نشانی هست

 

هنوزم در میان جمع هر خانه جوان پهلوانی هست

 

سپاه آرشان همواره بیدارند

 

همه آماده ی پیکار همه هوشیار هوشیارند

 

ز هر کس نام ایران می کند آزرده بیزارند

 

همه ی این آرشان از خدعه ی یغماگران حرمت و حیث و نام مقام خویش دلگیرند

 

چه زود این فاتحان صبح آزادی

 

 به یک روز نشاط انگیز میراثشان راباز میگیرند

 

ودر چشم هزارانی که میگویند

 

شب است اینجا و امیدی به فردا نیست به صد اعجازمیگیرند

 

منم آرش تویی آرش همه گرد کمانگیریم

 

شکوه سرزمین پاکمان راباز میگیریم

 

به حکم دانش و عشق و دل همساز میگیریم

 

 

 

 به صد اعجاز میگیریم

 
   به صد اعجاز میگیریم
درباره وبلاگ

من شهرام 23 ساله از ممسنی فارس ورود شما کاربران عزیز را به این وبلاگ خوش امد میگویم و لحظات خوب و خوشی را برای شما ارزومندم.
کتابخانه ممسنی جهت مبارزه با خرافات دینی میباشد تا مردم را هر چه زودتر با خرد آشنا کند و روشنگری را رواج دهد.
پست الکترونیک
موضوعات
شعر
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند هاي روزانه

جستجوگر

Google





Powered by WebGozar



Blog Skin